حكيم ابوالقاسم فردوسى
1038
شاهنامه فردوسى (بر اساس چاپ مسكو) (فارسى)
ز شاهان هر آن كس كه بد پيش از وى * اگر كم بدش گاه اگر بيش از وى بجستند بهره ز كشت و درود * نرستست كس پيش ازين نابسود سه يك بود يا چار يك بهر شاه * قباد آمد و ده يك آورد راه ز ده يك بر آن بد كه كمتر كند * بكوشد كه كهتر چو مهتر كند زمانه ندادش بران بر درنگ * به دريا بس ايمن مشو بر نهنگ بكسرى رسيد آن سزاوار تاج * ببخشيد بر جاى ده يك خراج شدند انجمن بخردان و ردان * بزرگان و بيدار دل موبدان همه پادشاهان شدند انجمن * زمين را ببخشيد و برزد رسن گزيتى نهادند بر يك درم * گر ايدونك دهقان نباشد دژم كسى را كجا تخم گر چارپاى * بهنگام ورزش نبودى بجاى ز گنج شهنشاه برداشتى * و گرنه زمين خوار بگذاشتى بنا كشته اندر نبودى سخن * پراگنده شد رسمهاى كهن گزيت رز بارور شش درم * بخرماستان بر همين بد رقم ز زيتون و جوز و ز هر ميوه دار * كه در مهرگان شاخ بودى ببار ز ده بن درمّى رسيدى بگنج * نبودى جزين تا سر سال رنج وزين خوردنيهاى خرداد ماه * نكردى به كار اندرون كس نگاه كسى كش درم بود و دهقان نبود * نديدى غم رنج و كشت و درود بر اندازه از ده درم تا چهار * بسالى ازو بستدى كاردار كسى بر كديور نكردى ستم * بسالى بسه بهره بود اين درم گزارنده بودى بديوان شاه * ازين باژ بهرى بهر چار ماه دبير و پرستندهء شهريار * نبودى بديوان كسى زين شمار گزيت و خراج آنچ بدنام برد * بسه روزنامه بموبد سپرد يكى آنك بر دست گنجور بود * نگهبان آن نامه دستور بود دگر تا فرستد بهر كشورى * بهر نامدارى و هر مهترى سه ديگر كه نزديك موبد برند * گزيت و سر باژها بشمرند بفرمان او بود كارى كه بود * ز باژ و خراج و ز كشت و درود پراگنده كارآگهان در جهان * كه تا نيك و بد زو نماند نهان همه روى گيتى پر از داد كرد * بهر جاى ويرانى آباد كرد بخفتند بر دشت خرد و بزرگ * بآبشخور آمد همى ميش و گرگ [ نامه نوشتن نوشين روان به كارداران خويش ] يكى نامه فرمود بر پهلوى * پسند آيدت چون ز من بشنوى نخستين سر نامه كرد از مهست * شهنشاه كسرى يزدان پرست ببهرام روز و بخرداد شهر * كه يزدانش داد از جهان تاج بهر برومند شاخ از درخت قباد * كه تاج بزرگى بسر بر نهاد سوى كارداران باژ و خراج * پرستنده شايستهء فرّ و تاج بىاندازه از ما شما را درود * هنر با نژاد اين بود با فزود نخستين سخن چون گشايش كنيم * جهان آفرين را ستايش كنيم خردمند و بينا دل آن را شناس * كه دارد ز دادار كيهان سپاس